آکیرا ساکاگامی بالاخره دلش را به دریا میزند تا بعد از مدرسه از همکلاسیاش، نانا شیرایوکی، برای یک قرار بیرون برود؛ اما درست قبل از اینکه بتواند حرفش را بزند، سر و کله خواهرش، ریو، پیدا میشود و همه چیز را به هم میریزد. برای آکیرا، ریو فقط یک خواهر معمولی نیست، بلکه اولین عشقِ دستنیافتنی اوست که حالا به دلیل مشکلات مسکن، دوباره به خانه پدری برگشته تا با هم زندگی کنند. وقتی ریو به آکیرا میگوید که نانا شباهت عجیبی به او دارد، ذهن آکیرا درگیر یک بازی خطرناک میشود.
همان شب، مرز میان واقعیت و خیال فرو میریزد؛ ریو در حال خودارضایی آکیرا را غافلگیر میکند. در حالی که آکیرا از خجالت و شوک خشکش زده، ریو بدون کوچکترین شرم و حیایی، با لحنی شیطنتآمیز شروع به مسخره کردن سوژه تخیلات آکیرا میکند و میگوید او دقیقاً کپیِ خودش است. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ ریو با حرکتی جسورانه و بیپروا، دستش را به سمت عضوِ ملتهب آکیرا میبرد تا بازی را وارد مرحلهای ممنوعه و داغ کند که آکیرا هرگز تصورش را هم نمیکرد.








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری