خلاصه داستان
یوئیچی میتسویی برای فرار از وسوسههای ممنوعهای که نسبت به خواهر کوچکترش، هانا، داشت، به دانشگاهی در دوردست پناه برد. اما دوری، تنها آتش اشتیاق او را شعلهورتر کرد. یک صبح تابستانی، هانا ناگهان مقابل در خانه او ظاهر میشود؛ دختری که به بلوغی خیرهکننده رسیده، اما در پس این ظاهر فریبنده، ذهنی کودکانه و معصوم نهفته است. یوئیچی با وجدانی آشفته سعی میکند در برابر این زیباییِ بیدفاع مقاومت کند، اما نادانیِ معصومانه هانا و نزدیکیِ فیزیکی آنها، مرزهای اخلاق را در هم میشکند. حالا او در دوراهیِ حفظ پاکیِ خواهرش و تسلیم شدن در برابر عطش سوزانی که هر لحظه او را به سمت هانا میکشد، گرفتار شده است.








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری