خلاصه داستان
در دهکده آرام و دورافتاده «لژوت»، زندگی با ریتمی یکنواخت جریان داشت، اما سایه شوم و مرموز شهر صنعتی «بالتوس» مثل یک تله مرگبار بر سر آنها سنگینی میکرد. ساکنان بیخبر دهکده، با وعدههای دروغینِ زندگیِ بیدغدغه و لذتهای بیپایان، به دل این کارخانه جهنمی کشانده میشوند. تیا، که در مرکز این هیاهوی فریبنده قرار دارد، خیلی زود متوجه میشود که پشت آن زرقوبرقهای خیرهکننده، واقعیتی تلخ و اروتیک نهفته است؛ جایی که کارگران نه با عرق جبین، بلکه با تن و روحشان بهای بقا را میپردازند. حالا که حقیقت عریان و بیپرده پیش روی آنهاست، برای فرار از چنگال این ماشینِ هوس و بردگی، دیگر خیلی دیر شده است.








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری