خلاصه داستان
داستان درباره پسری معمولی است که دل به دختری از خانوادهای سرشناس و اشرافی باخته؛ دختری که در مدرسه دخترانه نخبگان درس میخواند و همه او را به نجابت و وقار میشناسند. آشنایی آنها در کتابخانه، جرقهای برای شروع یک رابطه عاشقانه پرشور بود، اما این تازه اول ماجراست. قهرمان داستان خیلی زود متوجه رفتارهای عجیب و غریب دوستدخترش بعد از ساعات مدرسه میشود. در ابتدا تصور میکرد که او فقط بیقرارِ دستشویی رفتن است، اما وقتی حقیقت را در دلِ پارک کشف میکند، دنیا برایش زیر و رو میشود. دوستدخترِ به ظاهر باوقار او، در خلوت و سکوت پارک، با مجلات مستهجن به سراغ ارضای عطش جنسی و خودارضاییهای وحشیانه میرود؛ رازی تاریک که پرده از چهره واقعی و تشنهی لذتِ او برمیدارد.







دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری