خلاصه داستان
«ریو» و «مامورو» از بچگی با هم بزرگ شدند؛ رابطهای که نه میشد اسمش را دوستی گذاشت و نه عشق، یک بلاتکلیفیِ کشنده که هر دو را در برزخِ احساساتشان غرق کرده بود. وقتی ریو به طور اتفاقی سر از یک مسابقه زیبایی در میآورد و پایش به دنیای پر زرق و برق آیدلها باز میشود، نمیداند که در حال قدم گذاشتن به قربانگاهی مخفی است. مامورو خیلی زود میفهمد که ریو برای قدرتمندانِ فاسد و شهوترانی که به دنبال «قربانی» برای بازیهای کثیفشان هستند، به یک بازیچه تبدیل شده است. مامورو برای نجاتِ عشقِ نادیدهاش، خودش را به آب و آتش میزند و به عنوان یک کارگر ساده وارد آن دنیای سیاه میشود، اما حقیقت آنقدر تلخ است که جرات بیانش را ندارد. در نهایت، کابوسی که مامورو از آن میترسید به واقعیت میپیوندد؛ صحنهای که تمام باورهایش را فرو میریزد. ریو، برهنه و درهمشکسته، دستش را برای کمک به سوی او دراز میکند، اما مامورو... در لحظهای که باید قهرمان میبود، در برابرِ حقیقتِ عریان و بیرحمانه، خشکش میزند.








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری