کینو ساکیمائو پس از مرگ مادرش در دوران نوجوانی، با زخمی عمیق بر روحش بزرگ شد؛ زخمی که او را به گوشهگیری و ترس از زنان یا همان ژینوفوبیا دچار کرد. پدرش، هاجیمه، سالها پیش او را به حال خود رها کرد و حالا در آستانه فارغالتحصیلی مائو، با بازگشتی غیرمنتظره و همراهی زنی به نام آریما شیوری، زندگی آرام و خاکستری او را زیر و رو میکند. شیوری، زنی با زیبایی خیرهکننده و قلبی مهربان، خیلی زود به عنوان یک مادر ایدهآل در خانه جای میگیرد، اما برای مائو، این حضور تنها یک نقش مادرانه نیست.
با گذشت زمان، مهربانیهای بیدریغ و فضای صمیمی خانه، دیوارهای دفاعی مائو را فرو میریزد. او که تا پیش از این از زنان گریزان بود، حالا در میان کشمکشهای درونی و میلِ سرکوبشدهاش، شیوری را نه به چشم یک مادر، بلکه به عنوان زنی اغواگر میبیند که هر لحظه او را بیشتر به سمت پرتگاهِ شهوت میکشاند. شیوری که از این نگاههای سنگین و ولعِ پنهانِ مائو آگاه شده، تصمیمی میگیرد که زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر میدهد؛ تصمیمی که مرزهای اخلاق را میشکند و آنها را در بازیِ خطرناکِ خواستن و داشتن غرق میکند.








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری