خلاصه داستان
«ویرگو نوت»، ملقب به «اهریمنِ شمشیر»، قدرتمندترین شمشیرزن جادویی امپراتوری است که نامش لرزه بر اندام دشمنان میاندازد. اما سرنوشت بازی بیرحمانهای با او آغاز میکند؛ یک ساکوبوسِ کینهتوز، نشانی بر تن او حک میکند: «نفرینِ اهریمنِ باردار». این نفرین، بدنِ پولادینِ ویرگو را به ماشینی تشنه برای دریافت مقادیر عظیمی از نطفهی مردانه تبدیل میکند. تحت مشاوره دوست و جادوگر بزرگ امپراتوری، «الیزیا هارت»، ویرگو تصمیمی جنونآمیز و خیرهکننده میگیرد: «بسیار خب الیزیا، من هم یک بازیگر فیلمهای بزرگسال میشوم.» اینگونه است که شمشیرزنِ تنومند و مغرور، زرهِ رزم را کنار میگذارد و پیکرِ وسوسهانگیز خود را در دنیای بیرحم و شهوانیِ صنعتِ فیلمهای بزرگسال عریان میکند. او که پیش از این تنها طعم خون و فولاد را چشیده بود، حالا زیر نگاههای هرزه و حریص مردان، با جنبهی سرکوبشدهی زنانگیاش روبرو میشود. آیا او میتواند در این میدانِ نبردِ جدید که سلاحش دیگر شمشیر نیست، در برابر عطشِ بیپایانِ نفرینش دوام بیاورد؟ ویرگو میفهمد که برای شکستن این طلسم، باید در اقیانوسی از هوس غرق شود... و این آغازِ بیداریِ لذتبخشِ اوست.








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری