«هاجیمه» که از ترسِ شنیدن جواب رد، جرئتِ اعتراف به عشقِ دیرینهاش «مِگومی» را ندارد، دست به دامنِ دوستش «میسا» میشود تا یک معجون عشقِ جادویی برایش بسازد. نقشه ساده به نظر میرسد: خوراندنِ این اکسیر به مگومی تا سدِ خجالت شکسته شود و او تسلیمِ احساساتش شود. اما ماجرا وقتی داغ میشود که اثرِ دارو کاملاً متفاوت از کار در میآید! معجون به جای ایجادِ یک عشقِ رمانتیکِ ساده، مگومی را درگیرِ یک خارشِ عصبی و شهوتیِ غیرقابلکنترل میکند که باعث میشود در هر لحظه، تنها به فکرِ همآغوشی با هاجیمه باشد.
حالا هاجیمه در موقعیتی گیر کرده که حتی در رویاهایش هم نمیدید؛ مگومیِ زیبا و دستنیافتنی، حالا مثل یک شکارِ بیقرار در دستانِ اوست و عطشی سوزان برای لمس شدن دارد. آیا هاجیمه میتواند از این فرصتِ طلایی برای ابرازِ عشقش استفاده کند، یا این دارو بازیِ خطرناکتری را شروع کرده که پایِ میسا و رازهایِ پنهانش را هم به این رابطه باز میکند؟








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری