تسوکیکاوا کیسوکه همیشه فکر میکرد ساکی، خواهر کوچکش، معصومتر از آن است که حتی معنای عشق را بداند؛ دختری که گمان میکرد بچهها با بوسه به دنیا میآیند! اما یک رویای خیس و بینهایت واقعی، تمام باورهای او را به آتش کشید. در آن رویا، ساکی با مهارتی خیرهکننده و نگاهی لبریز از هوس، به سراغش آمد، شلوارش را پایین کشید و با حرکاتی استادانه، کیسوکه را تا مرز جنون پیش برد. وقتی کیسوکه با تنی لرزان و شرمی عمیق از خواب پرید، فکر کرد فقط یک کابوس بوده، اما حقیقت چیزی فراتر از تصورات اوست.
با بازگشت پدرش که یک محقق فرهنگهای کهن است، رازی تکاندهنده برملا میشود: ساکی یک دختر معمولی نیست. در اعماق وجود او، یک «ساکوبوس» یا همان شیطانِ هوس خفته است که خودش هم از آن بیخبر است. حالا کیسوکه در میان مرز باریک میان عشق خواهرانه و میلِ سوزانِ شیطانی گیر افتاده؛ آیا او میتواند در برابر خواهرش که حالا به تدریج قدرتهای اغواگرش بیدار میشود، مقاومت کند یا طعمه این ساکوبوسِ شیرین و دوستداشتنی خواهد شد؟








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری