خلاصه داستان
هیوری، کارمند سادهای که در آرامش یک شهر کوچک غرق شده بود، پس از یک حادثه ناگوار و شکستگی دست، سرنوشتش به کومانو گره میخورد؛ افسر پلیسی که در ظاهر مظهر قانون و نظم است. هیوری با خیال آسوده به این همخانگی تن میدهد، غافل از اینکه در پسِ این چهرهی موقر و یونیفرم رسمی، حیوانی درنده و تشنهی لذت خفته است. وقتی شب فرا میرسد و درها بسته میشوند، مرز میان وظیفهشناسی و هوس از بین میرود. آیا هیوری در پناهگاه امن پلیس در امان میماند، یا طعمهی بازیهای خطرناک و شهوانی مردی میشود که یاد گرفته است چگونه با نقاب عدالت، مرزهای بدن او را فتح کند؟








دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری