قسمت ۲ — قسمت 2
اواخر نوامبره و شهر برفی یوماسه-ماچی زیر یه لایه سنگین از برف سفید مثل عروس شده. یووکی برای کمک به پدربزرگ و مادربزرگش و پارو کردن برفهای دور و اطراف مسافرخونه قدیمی یامانوچی-سو، راهی این شهر سرد و یخبندان میشه. اما هوا هرچقدر هم که سرد باشه، حضور دخترهای دور و بره که آتش به پا کردن! از سایوکی، دختر معبد خجالتی و بامزه که تو برقراری ارتباط با غریبهها مشکل داره، گرفته تا میزوكی، سنپای مرموز، بازیگوش و همخانه جذابش و کوهارو، کوهای پرانرژی و شیطون کافه محلی. یووکی اولش تو این شهر جدید گم شده و نمیدونه چطور باید گلیمشو از آب بکشه بیرون، اما پیشنهاد وسوسهانگیز پدربزرگش همهچیز رو عوض میکنه: «تو جوونی، وقتشه دنبال عشق بگردی و زندگی جدیدتو محکم بسازی!» این همون سیگنالیه که یووکی نیاز داره تا اولین قدم رو برداره و وارد دنیایی پر از لمسهای گرم، لحظات صمیمی و ارتباطات عمیق و داغ تو دل این زمستان سفید بشه. جایی که هر گوشهاش بوی عشق، شیطنت و لمسهای ممنوعه رو میده.