قسمت ۴ — قسمت 4
دختری جوان، معصوم و ظریف که همیشه در سایهی مادرِ سختکوش و جدیاش پنهان شده، زندگی آرامی را تجربه میکند. اما دیوار به دیوارِ آنها، همسایهای زندگی میکند که شبهایش را با نالهها و لذتهای بیپروا سپری میکند. این دختر که از این صداهای آزاردهنده به ستوه آمده، تصمیم میگیرد با او روبرو شود و به این رفتارهای هنجارشکنانه پایان دهد. اما درست در لحظهای که میخواهد فریاد اعتراضش را بلند کند، کششی عجیب و غیرقابلکنترل در وجودش شعلهور میشود. او که تا به حال طعم هیچ لذتی را نچشیده، حالا درگیرِ وسوسهای شده که نه تنها آرامشش را میگیرد، بلکه او را به اعماقِ یک رابطهی داغ و پرحرارت میکشاند؛ جایی که معصومیتش در برابر تجربهی وسوسهانگیز همسایه، رنگ میبازد.