قسمت ۳ — قسمت 3
«یاماموتو آکوجی» بعد از سالها حبس، وقتی از زندان آزاد شد با دنیایی روبهرو شد که انگار زمین تا آسمان تغییر کرده بود. اوساکا دیگر آن شهر سابق نبود؛ حالا همهچیز در چنگ زنها بود؛ از ادارهی شرکتها و کلیساها گرفته تا ارتش و بازارهای زیرزمینی، همه زیر سلطهی زنان قدرتمند و مغرور بود که مردها را مثل بردههای دستوپابسته به زنجیر کشیده بودند. آکوجی که از دیدن این اوضاع و ذلتِ همجنسانش خونش به جوش آمده بود، تصمیم گرفت سکوت را بشکند. او به همراه شریکش «ساتسو»، نقشهای جسورانه برای یک تسویهحسابِ داغ و بیرحمانه کشید. حالا آکوجیِ خشمگین و پرشور، وارد میدان شده تا با روشهای خاص خودش، درسهای فراموشنشدنی به این زنهای سرد و مغرور بدهد و دوباره قدرت را به دستان مردها برگرداند. این داستان، روایتِ یک طوفانِ اروتیک و مبارزهای برای بازپسگیری لذت و قدرت در شهری است که دیگر هیچ مردی در آن جایگاه سابقش را نداشت.