قسمت ۱ — قسمت 1
خواهر روزاریا، فرشته معصوم کلیسای کوچک دهکده، در آرامشی مطلق زندگی میکرد؛ تا اینکه ورود دو غریبه، زندگیاش را به کابوسی تمامعیار تبدیل کرد. مردی که خود را «پدر ادواردز» مینامد و زنی که همراه اوست، نه تنها کشیش و راهبه نیستند، بلکه جنایتکارانی فراریاند که دستشان به خون و سرقت آلوده است. اما فاجعه اصلی اینجاست: ادواردز همان هیولای گذشته است که روزاریا را بارها در چنگالهای کثیف خود گرفتار کرده بود. حالا این مرد فاسد با تهدید به قتلعام تمام اهالی دهکده، روزاریا را در موقعیتی هولناک قرار داده است؛ او باید تن به خواستههای پلید و غیراخلاقی ادواردز بدهد یا شاهد مرگ بیگناهانی باشد که برای نجاتشان سوگند خورده است. در این نمازخانه تاریک، مرز میان ایمان و انحراف از بین رفته و روزاریا برای حفظ جان مردم، باید در بازی کثیف و اروتیک این شیطانِ نقابدار غرق شود.