قسمت ۴ — قسمت 4
فرزند مطرود یک اشرافزاده ثروتمند، با قلبی لبریز از کینه و عطش انتقام، بازگشته است تا بهای سنگینی از پدرش بستاند. او که تمام عمر شاهد تحقیر و رها شدن خود و مادرش بوده، نقشهای شیطانی در سر دارد: ویرانیِ گرانبهاترین داراییهای پدرش، یعنی دو دختر زیبای او. قهرمان داستان ما با نفوذ به مدرسه نخبگان و با تکیه بر یک دستگاه جادویی که از جادوگری مرموز به دست آورده، زمان را در دستان خود میگیرد. او با متوقف کردن لحظهها، خواهران ناتنیاش را در دام لذتی اجباری و بیرحمانه گرفتار میکند؛ طعمههایی زیبا که در میان بهت و ناتوانی، زیر سلطه او به التماس میافتند و در گرداب شهوتی بیپایان غرق میشوند.