قسمت ۲ — قسمت 2
مائو که مدتهاست در سکوت، آتش عشقی پنهانی به میکیو را در دلش شعلهور نگه داشته، بالاخره دل به دریا میزند و او را به یک سفر دو نفره دعوت میکند. با قبول کردن دعوت از طرف میکیو، مائو غرق در رویاهای شیرین میشود و لحظهشماری میکند تا در این سفر، صمیمیت بیشتری با او پیدا کند. اما به محض اینکه قطار راه میافتد، میکیو خسته از مشغلههای روزمره، به خوابی عمیق فرو میرود و تمام نقشههای رمانتیک مائو را نقش بر آب میکند. در حالی که مائو با ناامیدی و دلسردی به خواب سنگین میکیو خیره شده و در تب و تابِ برآورده نشدن انتظاراتش میسوزد، سرنوشت بازی دیگری برایش چیده است. درست در همین فضای بسته و پر از تنشِ قطار، حضور یک غریبه که ناگهان سر و کلهاش پیدا میشود، همه چیز را تغییر میدهد. این مرد مرموز، نه تنها بیتفاوت نیست، بلکه با دیدن اشتیاقِ بیپاسخ و بدنِ بیقرار مائو، غریزهی حیوانیاش بیدار شده و او را به گردابی از وسوسههای تاریک و لذتهای غیرمنتظره میکشاند که مائو هرگز تصورش را هم نمیکرد.