قسمت ۱ — قسمت 1
یااویی از همان دوران کودکی، رویای شیرین و سادهای در سر داشت: ازدواج با برادرش. اما این رویای طلایی زمانی در هم شکست که دوست صمیمیاش با لحنی سرد به او فهماند که پیوند میان خواهر و برادر در دنیای واقعی جایی ندارد و این عشق، یک تابوی غیرقابل عبور است. یااویی که دیگر توانِ رها کردن عشق آتشینش را نداشت، به توصیهی همان دوست تن داد تا راهی برای بقا پیدا کند؛ راهی که شاید اخلاقی نباشد، اما به او اجازه میدهد در سایهها، در نقش معشوقه و همبسترِ برادرش باقی بماند. حالا یااویی در دنیایی غرق شده که در آن، عشق به شکلِ همآغوشیهای داغ و بیپروا معنا میشود. او دیگر از رویاهای بزرگ دست کشیده و تنها به لذتهای فیزیکی و لحظاتِ تنهایی با برادرش قناعت کرده است. تا زمانی که بدنهایشان در هم گره خورده و شعلههای شهوت میانشان زبانه میکشد، یااویی خوشبختترین دختر دنیاست؛ حتی اگر این خوشبختی تنها در اتاق خواب و در پسِ پردههای ممنوعه معنا شود.