قسمت ۳ — قسمت 3
مرگِ «کیریشیما کائده» هنوز هم مثل یک زخمِ باز، در ذهنِ دوستپسرش سنگینی میکند. همه آن را خودکشی دانستند، اما او خوب میداند که کائده اهلِ تسلیم شدن نبود؛ این یک قتلِ بیرحمانه بود. در میانِ این آشوبِ ذهنی، نگاهش روی «مینازوکی آجیسای» قفل میشود؛ دختری گوشهگیر و مرموز که آخرین کسی بود که با کائده حرف زد. آجیسای مثل یک معماست که در سکوتِ سنگینِ مدرسه پنهان شده. حالا قهرمان داستان برای رسیدن به حقیقتِ تلخِ مرگِ عشقش، باید وارد بازیِ خطرناکی شود؛ جایی که مرز بینِ حقیقت و وسوسه از بین میرود و برای کشفِ رازِ قتل، باید خودش را در آغوشِ مظنونِ اصلی غرق کند. آیا او میتواند پیش از اینکه خودش هم طعمه شود، پرده از این رازِ سیاه بردارد یا در تلهیِ هوسانگیزِ آجیسای گرفتار خواهد شد؟