قسمت ۳ — قسمت 3
«رین هیمهساتو» دختری خجالتی و معمولی است که همیشه از یک موضوع رنج میبرد: سینههایی که کمی بیش از حد بزرگ و جلبتوجهکنندهاند! یک روز عصر، وقتی در مسیر بازگشت به خانه توسط اعضای سازمان تبهکار «هاملدر» که شهر را به لجن کشیدهاند محاصره میشود، درست در لحظهای که در آستانه تسلیم شدن است، سر و کله «سومیره هیاما»؛ همکلاسی محبوب و قدرتمندش پیدا میشود. سومیره که در واقع همان قهرمان نقابدار و افسانهای یعنی «فراستیا» است، رین را نجات میدهد. با برملا شدن هویت مخفی فراستیا، قلب رین به تپش میافتد؛ نه فقط از سر تحسین، بلکه از سرِ یک میل سوزان برای همراهی با او در میدان نبرد. شعله عدالت در وجود رین زبانه میکشد و او تصمیم میگیرد پا در مسیری بگذارد که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. حالا رین به عنوان «لیلیوستار» متولد شده است؛ قهرمانی که در هر نبرد، با ضربات سهمگین و حرکات مخصوصش، نه تنها دشمنان را سرکوب میکند، بلکه آنها را در گردابی از لذت و شهوت غرق میسازد. در این نبرد تنبهتن، هر بار که دشمنان به او نزدیک میشوند، با دیدن اندام اغواگر و رقصِ وسوسهانگیزِ بدن او، در اوجِ لذت و درماندگی، طعم شکستِ شیرین را میچشند!