قسمت ۱ — قسمت 1
زندگی «کنتو»، کارمند سادهای که غرق در روزمرگیهای خستهکننده بود، با فرار ناگهانی همسرش از خانه زیر و رو میشود. درست در لحظهای که او در گرداب تنهایی و استیصال دست و پا میزند، «سایوری»، مادرزن جذاب و دلنازکش، پا پیش میگذارد تا جای خالی دخترش را پر کند. سایوری با لحنی لرزان و چشمانی پر از تمنا به او میگوید: «من جاش رو برات پر میکنم... لطفاً من رو بپذیر...» این آغاز همخانگی ممنوعهای است که مرزهای اخلاق را در هم میشکند. در فضای خلوت و داغ این خانه، کنتو و سایوری به تدریج در کشش متقابل و آتشین یکدیگر غرق میشوند. آنچه در ابتدا تنها یک تسکین ساده برای التیام دردهای عاطفی به نظر میرسید، به رابطهای عمیق، شهوانی و جنونآمیز تبدیل میشود که هیچکدام نمیتوانند از آن فرار کنند؛ پیوندی که در آن، خط قرمزها معنای خود را از دست داده و جایشان را به لذتی ناب و وسوسهانگیز میدهند.