قسمت ۵ — قسمت 5
رِنا یوکوهاشی در محیط اداری، زنی است خاکستری و معمولی که در میان انبوه پروندهها گم شده است، اما وقتی خورشید غروب میکند و او نقابِ سادگی را برمیدارد، به زیبایی خیرهکننده و اغواگری تبدیل میشود که هر مردی را به زانو درمیآورد. ریوهای هاچیا، همکار بیآلایش او، که هرگز تصور نمیکرد همکارِ گوشهگیرش چنین جذابیتی در پسِ لباسهای رسمیاش پنهان کرده باشد، در یک برخورد شبانه و غیرمنتظره، چنان مسحور این دگردیسی میشود که بیاختیار زبان به تعارف میگشاید. او در حالی که از شدت هیجان و شرم میلرزد، بدون آنکه بداند درست مقابل دربِ یک هتل عشق ایستادهاند، پیشنهادی جسورانه برای صمیمیتی عمیقتر میدهد؛ دعوتی که راهِ بازگشتی به دنیایِ سردِ اداری باقی نمیگذارد.