ترجمه اختصاصی لرد هنتای
آموزش خصوصی دفاع شخصی
اِمم... استاد...؟
مـ... مطمئنید راه درست آموزش دادنش همینه؟!
معلومه که آره! برای یاد گرفتن حرکات این تماس نیازه!
کاملاً واضحه که داره کصشعر تحویلم میده...
پـ... پس لطفاً...
زودتر... تمومش کنید...
تو کل دنیا هیچ باشگاهی اینجوری دفاع شخصی یاد نمیده!
هااه...!
آهنن...!
هااه...!
آخخ...!
〈 ماموریت اصلی سیستم 〉
پروژه ساخت باشگاه شاد استاد جو سونگهیون
وضعیت: در حال انجام...
جدی فکر میکردم اگه یه باشگاه بزنم، بالاخره یه جوری کار و بارم راه میافته...
حتی کل پساندازی که تو سربازی جمع کرده بودم رو پای این گه به باد دادم...
بدتر از همه اینکه پرنده هم تو باشگاه پر نمیزنه و یه شاگردم ندارم...
حتی پول اجاره رو هم ندارم، صبح تا شب فقط دارم نودل فوری کوفت میکنم...
چرا زندگی من انقدر کیری شد آخه؟
با حال هوشیار اصلاً نمیشه این سگی وضعیت رو تحمل کرد...
دم در به پست صاحبخونه نخورم صلوات...!
اه لعنتی! مگه بهار نیست پس چرا انقدر سگلرزه میزنه هوا؟!
میشه ۱۸ هزار وون. کارتتون رو این قسمت بکشید لطفاً~
بیزحمت یه پلاستیکم بدید.
اگه همچین دافی عضو باشگاهم بود، پسرا صف میکشیدن واسه ثبتنام...
به امید دیدار مجدد~
لعنتی... دارم یخ میزنم...
متوجه شدی دیگه سونگهیون؟
حتی پدربزرگت هم با کمک دیگران بود که به اینجا رسید...
بزرگ شدی، طوری زندگی کن که دست بقیه رو بگیری.
بفرمایید حاجی.
اینجا از سرما سگکش میشی... بیا تو با هم یه پیک بزنیم گرم شی.
من با مردا حال نمیکنم.
منم همینطور پیرمرد!
گرمایی بود که خیلی وقت بود حسش نکرده بودم.
پدربزرگم همیشه میگفت به اون کشیدم و واسه هر کار فیزیکیای ساخته شدم!
ولی با این تمیزیِ اینجا، معلومه خیلی زحمت کشیدی... چی شد که کار و کاسبی خوابید؟
خب... همهش تقصیر اون باشگاههای تکواندوی زنجیرهایِ بیشرفه که همه جا رو گرفتن...
یعنی میخوای بگی مشکلت اینه که هیچ بچهای تو باشگاهت ثبتنام نمیکنه؟
ها؟ آره... دقیقاً همینه...
ای بابا، ول کن این بچهبازیها رو، باید بری سراغ مخ زدنِ دخترا!
چی؟
بهشون بگو دنیا جای خطرناکیه و تو کلاس دفاع شخصی داری.
مخ زدنِ دخترای خوشگل کاری نداره، فقط باید زبون ریختن بلد باشی.
من؟ من تا حالا دستِ هیچ دختری رو هم نگرفتم!
با این حال، ممنونم که هوامو داشتی!
هه هه... تو آخر منو به کشتن میدی، بچه.
سونگهیون، زندگی کن و ازش لذت ببر، باشه؟ یادت باشه که همیشه با لبخند این کارو بکنی...
پدربزرگ؟
خواب بود؟
صبر کن... اون پیرمرد کجا رفت؟
کسی اینجاست؟
چرا این کامپیوتر لعنتی قاطی کرده؟
〈 پیام سیستم 〉
ماموریت آموزشی: ساخت دوجویِ رویاییِ استاد جو سونگهیون شروع شد!
〈 پیام سیستم 〉
مشاهده جزئیات - پاداش ماموریت: ۱,۰۰۰,۰۰۰ وون
چه کوفتیه...؟ نکنه این یه بازیه؟
لعنتی، بدون اینکه یه کلمه بهم بگن همچین چیزی راه انداختن...
دفعه بعد که ببینمش، حسابشو میرسم...
〈 اطلاعیه سیستم 〉
ممنون که ادامه دادی.
〈 اطلاعیه سیستم 〉
این برنامه طراحی شده تا به احیای باشگاهِ در حال ورشکستگیِ سونگهیون کمک کنه.
این دیگه چه کوفتیه؟ این چه برنامهایه؟!
تمام این اطلاعات... همهش درباره منه.
〈 اطلاعیه سیستم 〉
واریز بانکی: ۱,۰۰۰,۰۰۰ وون
〈 اطلاعیه سیستم 〉
واریز بانک نونگهیونگ
ی-یک میلیون وون؟!
عمراً... امکان نداره اون پول واقعاً واریز شده باشه، نه؟
〈 موجودی حساب بانکی 〉
واریز مبلغ ۱,۰۰۰,۰۰۰ وون — موجودی کل: ۱,۰۳۰,۱۷۱ وون
واقعاً واریز شد!
صبر کن... یعنی این واقعیه؟
چه غلطی دارم میکنم... یعنی واقعاً بهم پول داد؟
سانگهیون، اون تویی؟
بدبخت شدم... این صدا...!
لعنتی...
خب... چی باعث شد بیای اینجا؟
راستی، الان سرت شلوغه؟
یه بسته برام رسیده، ولی خیلی سنگینه، تنهایی از پسش برنمیام...
لی دامی - صاحبخونه
اوه، معلومه که میتونم کمکت کنم!
جدی؟ مرسی سونگهیون.
دامی، کسی که هم صاحب ساختمونه و هم صاحب کافه طبقه پایین.
هم پولداره هم یه هیکلِ سکسی و کشنده داره.
اون هاتترین (و شیطونترین) زنِ متاهلِ محلهمونه.
مطمئنم واسه یه چیز دیگه اومده...
اون معمولاً خیلی آروم و مهربونه، ولی...
اما وقتی پای پول و اصول اخلاقی وسط باشه، خیلی بیرحم و قاطع برخورد میکنه.
داشتم همین الان پول رو برات واریز میکردم!
یهو که لحنش جدی میشه، آدم زهرهترک میشه...
خدا رو شکر اون یک میلیون وون پاداش رو گرفتم...
آره، همین الان واریزی رو چک کردم.
دفعه بعد حواست باشه سر وقت پرداخت کنی، باشه؟
چشم... دفعه بعد بیشتر حواسم رو جمع میکنم.
حالا بریم سمت کافه؟
شاید یه زن شوهردار باشه که سر و کله زدن باهاش سخته، ولی...
نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم، بدجور جذب اون هیکل وسوسهانگیزش شدم...
عجب بوی خوبی میده...
با این سن و سال، عجب هیکل توپی واسه خودش نگه داشته...
شرط میبندم اگه لباساشو دربیاره، دیدنیترم میشه...
〈 ماموریت آموزشی سیستم 〉
پروژه ساخت باشگاه شاد استاد جو سونگهیون
شرط اتمام: ثبتنام حداقل یک عضو زن آزمایشی
هرچقدر دلم بخواد بهشون دست بزنم؟!
هیون، چی شده؟ اتفاقی افتاده؟
〈 تایید عضویت 〉
آیا لی دامی برای عضویت دعوت شود؟
[ بله ] / [ خیر ]
به صاحبخونه...؟
〈 وضعیت پروژه 〉
پروژه ساخت باشگاه شاد استاد جو سونگهیون
در حال انجام... ادامه دارد...
نظرات و دیدگاههای این مانهوا
برای ثبت نظر و گفتوگو، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب