خلاصه داستان
مردی چهلساله و مجرد که تمام عمرش را در تنهایی و با خودارضایی سپری کرده، پس از یک ارگاسم شدید و از دست دادن هوشیاری، چشمانش را در دنیایی غریب میگشاید. او که تصور میکرد زندگیاش به پایان رسیده، حالا خود را در کالبد پسری جوان با گوشهای حیوانی میبیند که «نورون» نامیده میشود. در این جهان فانتزی که نسبت زنان به مردان بسیار بالاست و روابط چندهمسری امری عادی تلقی میشود، دختری زیبا و دلسوز به نام «میشا» که قرار است همسر اول او باشد، از او پرستاری میکند. میشا بدون ذرهای شرم، در کنار نورون زندگی میکند و با ورود به حریم خصوصی او، در حین شستوشوی تنش، آتش شهوت را در وجود نورون شعلهور میسازد. حالا نورون در دنیایی که بهشتِ مردانِ حریص است، باید خود را برای تجربههایی بیپروا و لذتهایی بیپایان آماده کند.







دیدگاهها و نظرات کاربران
برای ثبت نظر، لایک دیدگاهها و کسب امتیاز، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری