حالت استتار فعال است (تار شدن موقت صفحه)
از یک ضعیف تا نمسیس
چپتر ۳۹
صفحه ۱
واقعاً نمی‌دونی چرا عصبانی هستی؟
بیشتر فکر کن.
به این فکر کن که چی معمولاً باعث میشه از کوره در بری.
اگه به حرفی که همین الان زدی برگردیم...
گفتی کلافه‌ای چون...
تمام روز داشتی با اون دختره تلفنی حرف می‌زدی...
۱
صفحه ۲
تازه وقتی هم که پشت تلفن نیست،
داره به اون پیام میده، که این قضیه تو رو بیشتر از قبل عصبی می‌کنه...
و وقتی هم که این کارو نمی‌کنن...
با هم بازی می‌کنن، که این دیگه رسماً دیوونه‌ت می‌کنه.
خلاصه اینکه، اصلاً نمی‌تونی تحمل کنی که اون با یه دختر دیگه وقت بگذرونه، مگه نه؟
۲
صفحه ۳
نه! اصلاً چطور به همچین نتیجه‌ای رسیدی؟
اون کارهای محول‌شده‌اش رو ول کرده تا بره دنبال اون کارها.
به حرفام گوش نمیده و فقط از سر خودش بازم می‌کنه. همینه که عصبانیم می‌کنه...
خب در واقع همینو گفتم دیگه، تو عصبانی هستی چون...
اون داره تو رو نادیده می‌گیره تا با اون وقت بگذرونه.
نه، اصلاً این‌طور نیست. قضیه فرق داره! داری چی میگی واسه خودت؟
آهان، یه چیز دیگه هم هست که رو اعصابمه؛ اون معمولاً حتی حموم هم نمیره، ولی...
۳
صفحه ۴
وقتی می‌خواد بره دیدنش،
یهو می‌ره حموم، به خودش می‌رسه و کلی تیپ می‌زنه. اصلاً نمی‌تونم تحملش کنم،
پس حرصت گرفته که فقط برای دخترای دیگه خوش‌تیپ می‌کنه؟
نه، قضیه این نیست!
این یه حقه است! داره نقش آدمای پاک و موجه رو بازی می‌کنه!
یه دختر ساده‌لوح مثل اون، قطعاً گولش رو می‌خوره!
۴
صفحه ۵
آدم وقتی یه کلاهبردار رو می‌بینه حق داره عصبانی بشه، مگه نه؟
نمی‌دونم... واقعاً؟
حرص‌درارترین قسمتش اینه که قیافه حق‌به‌جانب و مغرور هم می‌گیره!
از وقتی بچه بودیم،
جین‌کیو یه ترسو به تمام معنا بوده. حتی از ارتفاع هم می‌ترسه...
۵
صفحه ۶
از سگ می‌ترسید...
از کوچه‌پس‌کوچه‌ها وحشت داشت...
ولی حالا زده بیرون و داره از اون دختره محافظت می‌کنه...
فقط چون اون دختره از خودش هم ترسو‌تره.
واقعاً که رقت‌انگیزه، لعنتی!
۶
صفحه ۷
چطور می‌تونی عصبانی نباشی...
وقتی اون داره از یکی دیگه محافظت می‌کنه، در حالی که همیشه عادت داشت پشت من قایم بشه؟
واقعاً این چیزیه که بخوای سرش عصبانی بشی؟
نباید براش خوشحال باشی؟ اینکه اونقدر بزرگ شده که می‌تونه از بقیه محافظت کنه...
و دیگه یه آدم ترسو نیست؟
۷
صفحه ۸
ا-اون هیچ تغییری نکرده، همش فیلمه!
اون همون آدم ضعیفیه که همیشه بوده...
خب، مگه چه اشکالی داره؟
در نهایت، اون دختر حس امنیت می‌کنه چون یکی داره ازش محافظت می‌کنه...
و جین‌کیو هم با این نقش‌بازی کردن و قلدری، اعتماد به نفس می‌گیره.
در آخر،
۸
صفحه ۹
همه می‌دونن، پس...
فقط بهش تبریک بگو،
وات، نه... این درست نیست.
یه آدم مهربون و معصوم مثل اون...
آلویونِ سرزنده و باهوش...
بخواد با یه بازنده‌ی عوضی و حقیر مثل اون بپره...؟
این واسه اون یه شکستِ تمام‌عیاره.
پس اگه هر دختر دیگه‌ای غیر از اون بود، برات مهم نبود؟
۹
صفحه ۱۰
معلومه که نه! اصلاً برام مهم نیست بقیه دخترا کی‌ان!
همین چند روز پیش دیدم جین‌کیو داشت یه دختره رو می‌بوسید.
یه دختر توی خیالات خودم.
خودت گفتی برات مهم نیست، مگه نه؟
۱۰
صفحه ۱۱
آره، ولی... خیلی چندش‌آوره و واقعاً رو مخمه.
بوسیدن که چندشه، نظرت درباره‌ی...
جین‌کیو که اون‌طوری حال‌به‌هم‌زنه،
نظرت چیه دست همو بگیریم؟
اه، الان بالا میارم.
اگه اون دختری که کنارش بود تو بودی چی؟
۱۱
صفحه ۱۲
داری چه چرت و پرتی میگی؟!
واکنشت یه کم کند بود.
فقط یه لحظه طول کشید تا هضمش کنم، همین...
چون حرفی که زدی خیلی مسخره بود!
چرا داری می‌خندی؟!
۱۲
صفحه ۱۳
فکر می‌کنی چرا؟ هه هه.
کاملاً مشخصه که داری...
اونو به یه دختر دیگه می‌بازی، هاها.
اصلاً این‌طور نیست!!!
Te
۱۳
صفحه ۱۴
چه غلطی کردم از چه‌هیون مشورت خواستم.
مثلاً متخصص مشاوره‌ست! کلاً زد جاده خاکی.
من و جین‌کیو... کلاً آبمون تو یه جوب نمیره.
ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم با هم باشیم.
اولین نفری باشید که این چپتر را در MANHWA18.CC بدون تبلیغات آزاردهنده می‌خوانید.
۱۴
صفحه ۱۵
هر بار که نگاش می‌کنم، کلافه و عصبی می‌شم؛ اونم هر بار که بهم نگاه می‌کنه، از ترس می‌لرزه.
از همون روزی که به دنیا اومدیم، وضعمون همین بوده.
شاید اگه کوچیک‌تر بودیم...
یا ضعیف‌تر...
اوضاع خیلی فرق می‌کرد.
۱۵
صفحه ۱۶
آروم و دخترونه...
شاید همه‌چیز می‌تونست جور دیگه‌ای رقم بخوره.
اگه اون‌قدر اهلِ ول‌گشتن و بیرون‌رفتن نبودم...
۱۶
صفحه ۱۷
اگه اهل بازیِ آروم و ملایم بودی...
شاید اون‌وقت کنار هم که می‌ایستادیم، زوج مناسبی به نظر می‌رسیدیم...
شاید دیگه لازم نبود بشنوم که مردم می‌گن از اون خیلی قوی‌ترم، یا انگار قراره زنده‌زنده قورتش بدم.
اگه فقط ظریف و کوچیک به دنیا اومده بودم...
جین‌کیو دیگه ازم نمی‌ترسید...
۱۷
صفحه ۱۸
و اگه...
نه، نه! چه‌هیون واقعاً ذهنم رو درگیر کرده!
اصلاً چرا دارم به این فکر می‌کنم که اون و گود-اون به هم میان یا نه؟
باید دیگه برام مهم نباشه!
۱۸
صفحه ۱۹
اصلاً مهم نیست اون با کی می‌گرده یا چه غلطی می‌کنه!
به من هیچ ربطی نداره...
۱۹
صفحه ۲۰
این... این دیگه چیه؟
اه، لعنتی، من چم شده؟
گفتم دیگه برام مهم نباشه!
اصلاً امکان نداره جین‌کیو بتونه همچین کاری بکنه!
۲۰
صفحه ۲۱
به من چه که اصلاً چی کار می‌کنه!
اون بزدلِ احمق آخه چه غلطی می‌تونه بکنه...؟
صبر کن... اون... نکنه...
۲۱
صفحه ۲۲
سئون چوی
ادامه دارد...
مانهوای مورد نظرتان را به صورت رایگان در سایت MANHWA18.CC بخوانید.
۲۲
پایان چپتر ۳۹

از یک ضعیف تا نمسیس

چپتر قبلی (۳۸.۰۰) صفحه اصلی اثر چپتر بعدی (۴۰.۰۰)

فهرست چپترهای از یک ضعیف تا نمسیس

چپتر ۰ چپتر ۱ چپتر ۲ چپتر ۳ چپتر ۴ چپتر ۵ چپتر ۶ چپتر ۷ چپتر ۸ چپتر ۹ چپتر ۱۰ چپتر ۱۱ چپتر ۱۲ چپتر ۱۳ چپتر ۱۴ چپتر ۱۵ چپتر ۱۶ چپتر ۱۷ چپتر ۱۸ چپتر ۱۹ چپتر ۲۰ چپتر ۲۱ چپتر ۲۲ چپتر ۲۳ چپتر ۲۴ چپتر ۲۵ چپتر ۲۶ چپتر ۲۷ چپتر ۲۸ چپتر ۲۹ چپتر ۳۰ چپتر ۳۱ چپتر ۳۲ چپتر ۳۳ چپتر ۳۴ چپتر ۳۵ چپتر ۳۶ چپتر ۳۷ چپتر ۳۸ چپتر ۳۹ چپتر ۴۰ چپتر ۴۱ چپتر ۴۲ چپتر ۴۳ چپتر ۴۴ چپتر ۴۵ چپتر ۴۶ چپتر ۴۷ چپتر ۴۸ چپتر ۴۹ چپتر ۵۰ چپتر ۵۱

تنظیمات پیشرفته ریدر

میزان روشنایی صفحه 100%
فیلتر زرد محافظ چشم (Eye Care)
کاهش نور آبی برای مطالعه راحت‌تر در تاریکی شب
عرض فریم و حاشیه کمیک
رنگ پس‌زمینه ریدر
سرعت اسکرول خودکار (Auto-Scroll)
نمایش برچسب شماره صفحات
نمایش بج کوچک شماره صفحه در گوشه پایین هر تصویر

نظرات و دیدگاه‌ها

نظرات و دیدگاه‌های این مانهوا

برای ثبت نظر و گفت‌وگو، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود به حساب
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!