حالت استتار فعال است (تار شدن موقت صفحه)
از یک ضعیف تا نمسیس
چپتر ۴۶
صفحه ۱
به‌به، اس‌اس! چطور بود؟ بالاخره پیدات شد؟
اوه اس‌اس، از این به بعد تویی که باید بهم خدمت کنی و بپرستیم... کِکِکِه!
دقیقاً. فقط دهنت رو ببند و خفه شو.
حواست باشه از این به بعد فقط حرفی که من می‌گم رو بزنی...
۱
صفحه ۲
از جی‌کیو تا اف‌اس
۲
صفحه ۳
داستان: Good08 | طراحی: Twain
۳
صفحه ۴
اتفاقی افتاده؟
۴
صفحه ۵
نه، چیزی نیست... فقط اینکه...
یه حس عجیبی دارم...
قضیه در مورد دوستمه، نه من، ولی...
می‌گفت یه آدم عوضی هست که از وقتی یادش میاد اذیتش می‌کرده...
۵
صفحه ۶
و دیروز...
بالاخره انتقامش رو ازش گرفت.
تا اون لحظه،
حس خیلی خوبی داشت...
انگاری یه وزنه بیست ساله
از روی دوشش برداشته شده بود...
ولی بعدش...
یهو...
قلدره زد زیر گریه...
و دیدن این صحنه
حسابی معذبش کرد.
۶
صفحه ۷
براش سوال بود که چرا داره گریه می‌کنه...
با خودش فکر می‌کرد که اون باید کسی باشه که گریه می‌کنه.
دیون هم سر در نمی‌آورد.
اصلاً چی تو سرش می‌گذشت که اون‌طوری زد زیر گریه؟
شاید چون همیشه برنده بود، حالا که باخته ناراحته.
اگه اون‌قدر دل‌رحم بود، فکر می‌کنی می‌تونست بیست سال تمام کسی رو اذیت کنه؟
اون فقط یه حیوونه که تنها هدفش آزار دادن بقیه‌ست.
۷
صفحه ۸
اون همون دختره است؟
اگه بدونی چه کارایی کرده، قضیه رو می‌فهمی.
وقتی دوستم برای اولین بار می‌خواست دوچرخه‌سواری یاد بگیره...
زمین خورد و زخمی شد...
برای همین دیگه دلش نمی‌خواست سوار بشه...
چون اگه سوار نمی‌شد، دیگه زخمی هم نمی‌شد، مگه نه؟
ولی اون شخص حسابی عصبانی شد...
تو یه ترسویی؟!
۸
صفحه ۹
حتی اگه به قیمت جونت تموم بشه، باید سوارش بشی! سوار شو و راه بیفت!
مجبورش کردن دوباره سوار موتور بشه...
و هر بار که می‌افتاد، تا حد مرگ کتکش می‌زدن...
ترس، فراموشی...
تا اینکه بالاخره یاد گرفت چطور باهاش برونه...
و وقتی که توی دره‌ی استریم سقوط کرد...
گوییک یوتا تی تئو
۹
صفحه ۱۰
هر روز می‌رفت استخر...
تا وقتی که بالاخره شنا یاد گرفت.
یه بار حتی سگ گازش گرفت...
واسه همین ازشون ترسید...
ولی اون هر روز می‌بردش کافه سگ‌ها...
تا اون ترسش هم کامل بریزه.
تا دوران راهنمایی، اون از رو بلندتر بود.
۱۰
صفحه ۱۱
پس اونم هی مجبورش می‌کرد بیشتر بخوره...
نمی‌ذاشت بدغذا باشه...
و مجبورش کرد که...
تا وقتی که بالاخره قد کشید، دست از سرش برنداشت...
اگه یه بار دیگه از من کوتاه‌تر بشی،
اگه این کارو کنی، دوباره همون آش و همون کاسه!
۱۱
صفحه ۱۲
اما بدتر از همه وقتی بود که کتک‌خورده و داغون برمی‌گشت خونه،
توی همچین موقعیتی، آدم عادی باید دلداریش می‌داد، مگه نه؟
«ما داریم آستانه تحمل دردت رو بالا می‌بریم!»
ولی اون گوریلِ دیو‌صفت، تازه بیشتر هم می‌زدش...
و تازه این همه‌اش نیست،
یهو از ناکجاآباد، شروع کرد به جودو یاد دادن بهش.
۱۲
صفحه ۱۳
چون مادرش یه جودوکار افسانه‌ای بود، از قبل اصول اولیه رو بلد بود، واسه همین...
اون ژن‌ها رو به ارث برده و به‌طرز دیوانه‌واری قویه.
داری درباره مربی‌مون حرف می‌زنی؟
نه، قضیه مربوط به یه باشگاه جودوی کاملاً متفاوته.
به هر حال، وقتی جودو رو به‌صورت حرفه‌ای شروع کرد...
با همون تکنیک‌ها شروع کرد به عذاب دادنِ اون بیچاره.
۱۳
صفحه ۱۴
اون‌قدر اذیتش کرد که...
جنت
اون دیگه حتی از اراذل و اوباش معمولی هم نمی‌ترسه...
و حالا کسی که اون‌جوری بود، فقط به‌خاطر یه باخت داره گریه می‌کنه...
آدمو دیوونه نمی‌کنه؟ واقعاً گیج‌کننده‌ست.
دوستت حتماً خیلی سختی کشیده...
واقعاً کشیده!
فراتر از این حرفاست
۱۴
صفحه ۱۵
به دوستت بگو...
خوب تونست دوام بیاره، کارش عالی بود.
ولی می‌دونی چیه...
۱۵
صفحه ۱۶
شاید عجیب به نظر برسه،
ولی راستش یه ذره بهت حسودیم می‌شه.
حسودی به کی؟ به دوستام؟
چرا؟! اصلاً مگه چی دارم که بخوای بهش حسودی کنی؟
۱۶
صفحه ۱۷
تا حالا کسی رو ندیده بودم که...
آدم‌های زیادی بودن که...
کی؟
اما هیچ‌کس تا حالا بهم نگفته بود...
تو می‌تونی انجامش بدی یا...
تا وقتی موفق نشدی، ادامه بده.
۱۷
صفحه ۱۸
اصلاً اون‌طوری که فکر می‌کنی نبود!
...
جوری حرف نزن که انگار اوضاع به‌خاطر اون بهتر شده!
اون فقط می‌خواست منو عذاب بده، همین و بس!
...
...
۱۸
صفحه ۱۹
این دیگه افتضاحه...
بی‌دلیل سرِ وورت خالی کردم.
آهیون جو...
همه‌ش تقصیر توئه.
واسه یه لحظه که گریه کردی دلم برات سوخت، ولی...
۱۹
صفحه ۲۰
بالاخره عقل سر جاش اومد.
تو یه شیطانی...
یه گوریلِ دیو که تمام عمرش یه نفر رو زجر داده.
چه گریه کنی، چه التماس... من انتقامم رو ازت می‌گیرم.
۲۰
صفحه ۲۱
جودو رو بذار کنار.
ادامه دارد...
مانهوا و وب‌تون‌های انگلیسی رو رایگان در MANHWA18.CC بخونید.
۲۱
پایان چپتر ۴۶

از یک ضعیف تا نمسیس

چپتر قبلی (۴۵.۰۰) صفحه اصلی اثر چپتر بعدی (۴۷.۰۰)

فهرست چپترهای از یک ضعیف تا نمسیس

چپتر ۰ چپتر ۱ چپتر ۲ چپتر ۳ چپتر ۴ چپتر ۵ چپتر ۶ چپتر ۷ چپتر ۸ چپتر ۹ چپتر ۱۰ چپتر ۱۱ چپتر ۱۲ چپتر ۱۳ چپتر ۱۴ چپتر ۱۵ چپتر ۱۶ چپتر ۱۷ چپتر ۱۸ چپتر ۱۹ چپتر ۲۰ چپتر ۲۱ چپتر ۲۲ چپتر ۲۳ چپتر ۲۴ چپتر ۲۵ چپتر ۲۶ چپتر ۲۷ چپتر ۲۸ چپتر ۲۹ چپتر ۳۰ چپتر ۳۱ چپتر ۳۲ چپتر ۳۳ چپتر ۳۴ چپتر ۳۵ چپتر ۳۶ چپتر ۳۷ چپتر ۳۸ چپتر ۳۹ چپتر ۴۰ چپتر ۴۱ چپتر ۴۲ چپتر ۴۳ چپتر ۴۴ چپتر ۴۵ چپتر ۴۶ چپتر ۴۷ چپتر ۴۸ چپتر ۴۹ چپتر ۵۰ چپتر ۵۱

تنظیمات پیشرفته ریدر

میزان روشنایی صفحه 100%
فیلتر زرد محافظ چشم (Eye Care)
کاهش نور آبی برای مطالعه راحت‌تر در تاریکی شب
عرض فریم و حاشیه کمیک
رنگ پس‌زمینه ریدر
سرعت اسکرول خودکار (Auto-Scroll)
نمایش برچسب شماره صفحات
نمایش بج کوچک شماره صفحه در گوشه پایین هر تصویر

نظرات و دیدگاه‌ها

نظرات و دیدگاه‌های این مانهوا

برای ثبت نظر و گفت‌وگو، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود به حساب
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!